خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جای آن استکه بالد گهر شان صدفبحر در قطرگی اینجا شده مهمان صدف
۲
عزلت از حادثهٔ دهر برون تاختن استموج دریا نشود دست و گریبان صدف
۳
نیست در عالم بیمطلبی اسباب دوییدل صافیست همان دیدهٔ حیران صدف
۴
ظرف بیتابی یک قطره ندارد این بحرموجگوهر شو و میتاز به میدان صدف
صفحهٔ ۱ از ۳