خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگچو اشک شمع چکیدهست خونم آنسوی رنگ
۲
به قدرآگهی اسباب وحشت است اینجاسواد دیدهٔ آهو بس است داغ پلنگ
۳
نمیشود طرف نرمخو درشتی دهربه روی آب محالست ایستادن سنگ
۴
تو ناخدای محیط غرور باشکه منز جیب خوبش فرورفتهام بهکام نهنگ
صفحهٔ ۱ از ۴