خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگعبرتی بیرون چکیدهست از فشار چشم تنگ
۲
صدر استغنای یار آمادهٔ تعظیم ماستیک قدم گر بگذرپم از چوب دربانان ننگ
۳
دهر بیباکست اما قابل بیداد کیستهمت از مینا طلب درکوه بسیار است سنگ
۴
فضل اگر رهبر بود اوهام انوار هداستابر رحمت خضر میرویاند از صحرای بنگ
صفحهٔ ۱ از ۳