خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر جنون جوشد به این تأثیر احسانش ز سنگشیشهٔ نشکسته باید خواست تاوانش ز سنگ
۲
بر سر مجنون کلاهی گر نباشد گو مباشعزتی دیگر بود همچون نگیندانش ز سنگ
۳
ناز پرورد خیال جور طفلانیم ماسایه دارد بر سر خود خانه وبرانش ز سنگ
۴
با نگاهش بر نیاید شوخی خواب گرانچون شرر بگذشت آخر تیر مژگانش ز سنگ
صفحهٔ ۱ از ۳