شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کعبهٔ دل‌ گرچه دارد تنگ ارکانش ز سنگمی‌دهد تمکین نشانی در بیابانش ز سنگ
۲
محو دیدار ترا از آفت دوران چه باککم نمی‌باشد حصار چشم حیرانش ز سنگ
۳
عشرت مجنون چه موقوفست بر اطفال شهردشت هم از کوه پر کرده‌ست دامانش ز سنگ
۴
حسن محجوبی که هست از کعبه و دیرش نقابعاشقان چون شعله می‌بینند عریانش ز سنگ
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth