شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمریست چون‌ گل می‌روم زین باغ حرمان در بغلاز رنگ دامن برکمر، از بو گریبان در بغل
۲
مجنون و ساز بلبلان‌، لیلی و ناز گلستانمن با دل داغ آشیان طاووس نالان در بغل
۳
ای اشکریزان عرق تدبیر عرض خلوتیمشت غبارم می‌رسد وضع پریشان در بغل
۴
تنها نه من از حیرتش دارم نفس در دل‌ گرهآیینه هم دزدیده است آشوب توفان در بغل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth