خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چشم تو شد ساغر دوران تغافلخون دو جهان ریخت به دامان تغافل
۲
بر زخم که خواهی نمک افشاند که امروزگل کرده تبسم ز نمکدان تغافل
۳
آنجا که تماشای تو منظور نظرهاستچندین مژه چاکست گریبان تغافل
۴
برگیست لبت از چمنستان تبسمموجیست نگاه تو ز عمان تغافل
صفحهٔ ۱ از ۳