خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جوش بهارت چمنآرای تغافلچون چشم تو سر تا قدمت جای تغافل
۲
عمریست که آوارهٔ امید نگاهیمازگوشهٔ چشم تو به صحرای تغافل
۳
از شور دل خسته چه مینا که نچیدهستابروی تو بر طاق معلای تغافل
۴
ازنقطهٔخالیکهبرآنگوشهٔابروستمهری زدهای بر لب گویای تغافل
صفحهٔ ۱ از ۳