خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه افتادهست باغ آبرو نایاب گلذوق عشرت آبگردد تا کند مهتاب گل
۲
زبن طلسم رنگ و بو سامان آزادی کنیدنیست اینجا غیر دامن چیدن از اسباب گل
۳
هرزهگویی چند؟ لختی گرد خود گردیدنیشاخسار موج هم میبندد ازگرداب گل
۴
هرکجا شمع جمال او نباشد جلوهگردیدهها تا جام صهبا دارد از مهتاب گل
صفحهٔ ۱ از ۳