خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که چون سایهام از روز ازل تیره رقمخط پیشانی من گم شده در نقش قدم
۲
عشق هر سو کشدم چاره همان تسلیم استغیر خورشید پر و بال ندارد شبنم
۳
قطع خود کردهام از خیر و شرم هیچ مپرسخط کشد بر عمل خود چو شود دست قلم
۴
راحت از عالم اسباب تغافل داردمژه بی دوختن چشم نیاید بر هم
صفحهٔ ۱ از ۴