شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توامافکند یا رب سرِ افتاده در پای توام
۲
این‌که رنگم می‌پرد هر دم به ناز بی‌خودیانجمن‌پرداز خالی کردنِ جای توام
۳
خانمان پرداز الفت را چه هستی‌، کو عدمهر کجا مژگان گشایم‌ گرد صحرای توام
۴
هیچکس آواره‌گردِ وادی همت مبادمطلب نایاب خویشم بس‌که جویای توام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth