شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در راه عشق توشهٔ امنی نبرده‌اماز دیر تا به ‌کعبه همین سنگ خورده‌ام
۲
هستی جنون معاملهٔ صبح و شبنم استاشکی چکیده تا رگ آهی فشرده‌ام
۳
محمل کش تصور خلد انتظار کیستگامیست آرزو که به راهی سپرده‌ام
۴
پیری هزار رنگ ملالم ز مو دماندتا روشنت شود چقدر سالخورده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth