خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جنون گر نگسلد پیمان فرمان نالهامبعد ازین، این نُه فلک گوی است و چوگان نالهام
۲
هر نگه مدّی به خون پیچیدهٔ صد آرزوستهوش کو تا بشنود از چشم حیران نالهام
۳
مستیِ حسن و جنونِ عشق از جامِ من استدر گلستان رنگم و در عندلیبان نالهام
۴
بسکه خون آرزو در پردهٔ دل ریختمگرچه زخمی بود هر جا شد نمایان نالهام
صفحهٔ ۱ از ۳