شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خیالت وحشت‌اندوز دل بی‌کینه‌امعکس را سیلاب داند خانهٔ آیینه‌ام
۲
بس که شد آیینه‌ام صاف از کدورت‌های وهمراز دل تمثال می‌بندد برون سینه‌ام
۳
کاوش از نظمم گهرهای معانی می‌کشدناخن دخل است مفتاح درگنجینه‌ام
۴
طفل اشکم‌، سر خط آزادی‌ام بیطاقتی استفارغ از خوف و رجای شنبه و آدینه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth