خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دچار نازکرد آن نرگس مستانهامشوق جوشی زد که من پنداشتم میخانهام
۲
نشئهٔ از خود ربای محرم وبیگانهامگردش رنگم، به دست بیخودی پیمانهام
۳
حیرتی دارم ز اسباب جهان در کار و بسنقش دیوارست چون آیینه رخت خانهام
۴
ظرف و مظروف اعتبار عالم تحقیق نیستوهم میگوید که او گنج است و من ویرانهام
صفحهٔ ۱ از ۴