شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرده‌ام اما همان خجلت طراز هستی‌امبا عرق چون شمع می‌جوشد گداز هستی‌ام
۲
رنگ این پرواز حیرانم‌ کجا خواهد شکستچون نفس عمری‌ست ‌گرد ترکتاز هستی‌ام
۳
کاش چشمم وانمی‌گردید از خواب عدممنفعل شد نیستی از امتیاز هستی‌ام
۴
حاصل چندین امل چشمی بهم آوردن استبگذر از افسانهٔ دور و دراز هستی‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth