شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با همه سرسبزی از سامان قدرت عاری‌امصورت برگ حنایم معنی بیکاری‌ام
۲
همچو شبنم‌ کاش با خواب عدم می‌ساختمجز عرق آبی نزد گل بر سر بیداری‌ام
۳
اشک شمع‌ کشته آخر در قفای آه رفتسبحه را هم خاک ‌کرد اندوه بی‌زناری‌ام
۴
هرکجا باشم‌ کدورت جوهر راز من استچون غبار از خاک دشوار است بیرون آری‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth