شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی حوصلگی‌کرد درین بزم ‌کبابمچون اشک نگون ساغر یک جرعه شرابم
۲
پامال هوسهای جهانم چه توان‌کردمخمل نی‌ام اما سر هر موست به خوابم
۳
بنیاد من آب و گل تشخیص ندارداز دور نمایند مگر همچو سرابم
۴
آن روزکه چون شعله به خود چشم‌گشودمبرچهره ز خاکستر خود بود گلابم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth