شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبمیارب به روی نام‌که‌گردید وا لبم
۲
تا چند پرسی از من آشفته حال دلچون ساغر شکسته ندارد صدا لبم
۳
بال هوس ز موج‌ گهر سر نمی‌کشدچسبیده است بر دل بی مدعا لبم
۴
لبریز حیرتم به‌کمالی‌که روزگارخشت بنای آینه ریزد ز قالبم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth