شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب از یاد خطت سر رشتهٔ جان بود در دستمز موج گل رگ خواب گلستان بود در دستم
۲
به غارت رفته‌ام تا ازکفم رفته‌ست‌گیراییچو بوی‌گل نمی‌دانم چه دامان بود در دستم
۳
فراهم تا نمودم تار و پود کسوت هستیبه رنگ غنچه یک چاک‌گریبان بود در دستم
۴
کف پایی نیفشاندم به عرض دستگاه خودوگر نه یک جهان امید سامان بود در دستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth