شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق‌ کردمز شرم زندگی‌گفتم‌کفن پوشم‌، عرق‌کردم
۲
کف پا می‌شدم ای کاش از بی‌ اعتباریهاجبین‌گردیدم و صد رنگ خجلت در طبق‌کردم
۳
چو صبحم یک تأمل درس جمعیت نشد حاصلبه سطری کز نفس خواندم ز خود رفتن سبق کردم
۴
به حیرت صنعت آیینه را بردم به کار آخرپریشان بود اجزای تماشا یک ورق کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth