شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی چون شمع‌ گر جیب تغافل چاک می‌کردمبه مژگان زبن شبستانها سیاهی پاک می‌کردم
۲
به این ‌گرد چمن چیزی ‌که دارد اضطراب منگر از پا می‌نشستم عالمی را خاک می‌کردم
۳
قضا گر می‌گرفت از من غبار قدردانیهافلکها را زمین سایه‌های تاک می‌کردم
۴
به جست ‌و جو اگر حاصل شدی اقبال پا بوسشسر افتاده را پیش از قدم چالاک می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth