خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار میگردمبهار فرصت رنگم به گرد یار میگردم
۲
قضا چون مردمک جمعیت حالم نمیخواهدتحیر مرکزی دارم که با پرگار میگردم
۳
حیا کو تا زند آبی غبار هرزه تازم راکه من گرد هوس میگردم و بسیار میگردم
۴
به عجز خامه میفرسایدم مشق سیهکاریکه درهر لغزش پا اندکی هموار میگردم
صفحهٔ ۱ از ۴