شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با صد حضور باز طلبکارت آمدمدست چمن‌ گرفته به‌ گلزارت آمدم
۲
جمعیتی دلیل جهان امید بودخوابیدم و به سایهٔ دیوارت آمدم
۳
شغل نیاز و ناز مکرر نمی‌شودبودم اسیر و باز گرفتارت آمدم
۴
بیع و شرای چار سوی عشق دیگر استخود را فروختم‌ که خریدارت آمدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth