شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازین صحرای بی‌حاصل دگر با خود چه بردارمنگاه عبرتی همچون شرر زاد سفر دارم
۲
محبت تا کجا سازد دچار الفت خویشمبه رنگ رشتهٔ تسبیح ‌چندین رهگذر دارم
۳
مده ای خواب چون چشمم فریب از بستن مژگانکزین بالین پر پرواز دیگر در نظر دارم
۴
نه برق شعله‌ای دارم نه ابر شوخی دودیچراغ انتظارم پرتوی در چشم تر دارم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth