خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فسرده در غبار دهر چون آیینه زنگارمبه خواب دیده اکنون سایه پیداکرد دیوارم
۲
چوکوهم بسکه افکندهست از پا سرگرانبهابه سعی غیر محتاجم همهگر ناله بردارم
۳
درینگلزار عبرت گوشهٔ امنی نمیباشدچو شبنم کاش بخشد چشم تر یک آشیان وارم
۴
ندانم شعلهٔ جوالهام یا بال طاووسممحبت در قفس دارد به چندین رنگ ز نارم
صفحهٔ ۱ از ۳