خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرشک بیخودم عیش می ناب دگر دارمز مژگان تا چکیدن سیر مهتاب دگر دارم
۲
به تاراج تحیر دادهام آیینه و شادمکه در جوش صفای خانه سیلاب دگر دارم
۳
گهی خاکم، گهی بادم، گهی آبم، گهی آتشچو هستی در عدم یک عالم اسباب دگر دارم
۴
درین گلشن من و سیر سجود ناتوانیهاکه چون بید از خم هر برگ محراب دگر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲