خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازمچو شمع از سرکشی در بزم دل نازبدنت نازم
۲
همه موج شکفتن میچکد از چین پیشانیگلستان حیا در غنچگی پیچیدنت نازم
۳
گهی از خنده کاهی از تغافل میبری دل رادقایقهای ناز دلبری فهمیدنت نازم
۴
به بازار تمناگوهر بحر تغافل رابه میزان عیاری هر زمان سنجیدنت نازم
صفحهٔ ۱ از ۲