شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نفس را بعد ازین در سوختن افسانه می‌سازمچراغی روشن از خاکستر پروانه می‌سازم
۲
به فکر گوهر افتاده‌ست موج بیقرار منکلید شوق از آرام بی‌دندانه می‌سازم
۳
خیال مصرع یکتایی‌اش بی‌پرده می‌گرددبه مضمونی‌ که خود را معنی بیگانه می‌سازم
۴
نی‌ام آیینه اما در خیالش صنعتی دارمکه تا نقش تحیر می‌کشم بتخانه می‌سازم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth