شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قیامت‌ کرد گل در پیرهن بالیدنت نازمجهان شد صبح‌ محشر زیر لب خندیدنت نازم
۲
در آغوش نگه‌ گرد سر بیتابی‌ات‌ گردمبه تحریک نفس چون بوی‌ گل‌ گردیدنت نازم
۳
عتاب بحر رحمت جوش عفوی دیگر است اینجاگناه بیگناهی چند نابخشیدنت نازم
۴
تغافل در لباس بی‌نقابی اختراع است اینجه‌انی را به شور آوردن و نشنیدنت نازم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth