شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرار سنگم و در فکر کار خویش می‌سوزمبه چشم بسته شمع انتظار خویش می‌سوزم
۲
نمی‌خواهم نفس ساز دل بی‌مدعا باشدهوا تا صاف‌تر گردد غبار خویش می‌سوزم
۳
فسردن‌گاه امکان را محال است آتش دیگرچو برق از جرات بی‌اختیار خویش می‌سوزم
۴
اگر آسوده‌ام خواهی به محفل چهره‌ای بگشاسپندی جای خویش اول قرار خویش می‌سوزم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth