شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جنون ذره‌ام در ساز وحشت سخت قلاشمبه خورشیدم بپوشی تا به عریانی‌ کنی فاشم
۲
گوارا کرده‌ام بر خویش توفان حوادث رابه چندین موج چون اجزای آب از هم نمی‌پاشم
۳
نشستی تا کند پیدا غبار نقش موهومیحیا نم می‌کشد از انتظار کلک نقاشم
۴
سر بی‌سجده باشد چند مغرور فلک تازیچو آتش پیش پا دیدن به پستی افکند کاشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth