شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دریا یک قلم موجست شوق بیخودی جوشمتمنای کناری دارم و توفان آغوشم
۲
به شور فطرت من تیره بختی برنمی‌آیدزبان شعله‌ام از دود نتوان ‌کرد خاموشم
۳
قیامت همتم مشکل‌که باشد اطلس‌گردوندو عالم می‌شود گرد عدم تا چشم می‌پوشم
۴
خوشم ‌کز شور این دربا ندارم‌ گرد تشویشیدل افسرده مانند صدف شد پنبه درگوشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth