خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین گریه اگر باد برد حاصل خاکمچون صبح چکد شبنم اشک از دل چاکم
۲
دست من و دامان تمنای وصالتنتوان چو نفسکردن ازین آینه پاکم
۳
از آبلهام منع دویدن نتوان کردانگور نگردد گره ریشهٔ تاکم
۴
بی موج به ساحل نرسد کشتی خاشاکاز تیغ اجل نیست در این معرکه باکم
صفحهٔ ۱ از ۳