شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ننمود غنچه‌ات آنقدر ادب اقتضای تاملمکه ز بوی گل شنود کسی اثر ترانهٔ بلبلم
۲
به خیال مستی نرگست نشدم قدح‌کش‌گلشنیکه ترنگ شیشه به دل نزد ز شکست طره سنبلم
۳
ز مقابل تو ضروری‌ام شده ننگ تهمت دوری‌امادب امتحان صبوری‌ام به قفا نشانده کاکلم
۴
نگهی بهانهٔ نازکن‌، در خلدم از مژه بازکنکه نیازمند محرفی ز کمین تیغ تغافلم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth