شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون دل نتوان یافت‌ گرد جولانمچو رنگ قطره خون رفته‌ست می‌دانم
۲
زهی تصرف وحشت‌ که چون پر طاووسبه جوش آینه خفتن نکرد حیرانم
۳
تحیرم‌، تپشم‌، برق ناله‌ام‌، داغمچو درد عشق به چندین لباس عریانم
۴
حساب‌ کسوتم از دستگاه عجز مپرسهواست نیم نفس تکمهٔ‌ گریبانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth