خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلیل کاروان اشکم آه سرد رامانماثر پرداز داغم حرف صاحب درد رامانم
۲
رفیق وحشت من غیر داغ دل نمیباشددربن غربتسرا خورشید تنهاگرد را مانم
۳
بهار آبروبم صد خزان خجلت به بر داردشکفتن در مزاجم نیست رنگ زرد را مانم
۴
به حکم عجز شک نتوان زدود از انتخاب مندربن دفتر شکستگوشهای فرد را مانم
صفحهٔ ۱ از ۴