شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که در شغل ندامت روز و شب جان می‌کنمگر نگین پیدا کنم نقشش به دندان می‌کنم
۲
درطلب چون ریشه نتوان شد حریف منع منپیش راهم ‌کوه اگر باشد به مژگان می کنم
۳
سعی دانش برنمی‌آید به مویی از خمیرمست اگر باشم به ناخن روی سندان می‌کنم
۴
پیش همت رشتهٔ آمال پشمی بیش نیستمژده ای رندان‌که ریش زاهد آسان می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth