شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زندگی را از قد خم عبرت آگه می‌کنموقف رعنایی بساطی داشتم ته می‌کنم
۲
پوچ می‌یابم سر و برگ بساط اعتباراین‌ کتانها را خیال پرتو مه می‌کنم
۳
در خرابات تغافل درد هم ناصاف نیستچشم اگر پوشم جهانی را منزه می‌کنم
۴
ضبط دل در قطع تشویش املها صنعتی‌ستچون گهر زین یک گره صد رشته کوته می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth