شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل را به مستی از من و ما ساده می‌کنمبال صدای جام تر از باده می‌کنم
۲
فکرتعلق جسدم نیست چون نفسعمریست خدمت دل آزاده می‌کنم
۳
جیبی به صد شکفتگی صبح می‌درمحسرت نیاز عقل جنون زاده می کنم
۴
در رنگ زرد می‌شکنم گرد خون دلیاقوت می‌گدازم و بیجاده می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth