خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی دستگاهیی بود چون شمع در کمینمپیشانی عرق ریز برداشت آستینم
۲
بی قدریم برآورد همقدر آتش خسبر خیزم از سر خویش تا زیر پا نشینم
۳
آزادگان ازین باغ با صد طرب گذشتندصبحی نشد که من هم دامن به خنده چینم
۴
نامم گداخت چندان از انفعال شهرتکز فلس ماهیان برد نقش دگر نگینم
صفحهٔ ۱ از ۳