خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینمبه پا چو آبله فرسودنست تسکینم
۲
ز محو یاد تو آزار کس چه امکان استمژه ندید گرانی ز خواب سنگینم
۳
به اختلاط هوس سخت مایلم یاربسریشمی نکند غفلت شلایینم
۴
چو شمع راحتم از پهلوی ضعیفیهاستپر است از پر رنگ شکسته بالینم
صفحهٔ ۱ از ۴