شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر طرف‌ که هوای سفر شکست‌ کلاهمهمان شکست شد آخر چو موج توشهٔ راهم
۲
خیال موی میان‌که شدگره به دل منکه عرض معنی باریک می دهد رگ آهم
۳
به‌گلشنی‌که ادب داشت آبیاری حیرتنمو ز جوهر آیینه وام‌کردگیاهم
۴
کفیل عافیت من بس است وضع ضعیفیز رنگ رفته همان سر به بالش پرکاهم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth