خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم آن نشئهٔ فطرت که خمستان قدیمدارد از جوهر من سیر دماغ تعظیم
۲
ندمیدم ز بهاری که چمن ساز نفسصبح ایجاد مرا خنده نماید تعلیم
۳
بیش از آن است در آیینهٔ من مایهٔ نورکه به هر ذره دو خورشید نمایم تقسیم
۴
در بهاریکه منش غنچهٔ تمکین بندموضع شبنم نکشد تهمت اجزای نسیم
صفحهٔ ۱ از ۵