شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمرها شد عرق از هستی مبهم داریمچون سحر در نفس آیینهٔ شبنم داریم
۲
قدردان چمن عافیت خویش نه‌ایمچه توان‌ کرد نصیب از گل آدم داریم
۳
یک نفس آینهٔ انس نپرداخت نفسفهم‌ کن اینهمه بهر چه ز خود رم داریم
۴
کم و بیش آنچه‌کسی داشت رهاکرد و گذشتفرض ‌کردیم کزین داشته ما هم داریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth