خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکست رنگ که بود آبیار این گلشنبه هر چه مینگرم ناله کرده است وطن
۲
به کلبهای که من از درد هجر مینالمبه قدر ذره چکد اشک دیدهٔ روزن
۳
خیال کشت گل و سیر لاله حیف وفاستز چشم منتظران هم دمیده است سمن
۴
تپیدن سحر از آفتاب غافل نیستنفس بر آتش مهر تو میزند دامن
صفحهٔ ۱ از ۴