شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صفای دل به چراغ بقا دهد روغننفس نلغزد از آیینه تا بود روشن
۲
گواه پستی فطرت عروج دعوتهاستسخن بلند بودتا بلند نیست سخن
۳
به غیر هیچ نمی‌زاید از خیالاتتبه باد چند شوی چو حباب آبستن
۴
لباس وهم نیرزد به خجلت تغییرمباش زنده به رنگی‌که بایدت مردن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth