خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرد حرف بینشانم عالمی را تر زبانهمچو عنقا آشیانی بستهام در هر زبان
۲
وصف آن خط شوخیی داردکه در اندیشهاشمیدواند ربشهها موج رک گل بر زبان
۳
بهکه عاشق حسرت دیدار در دل بشمردموج سیلاب است اگرجوشد ز چشمتر زبان
۴
مطلب دیدار حیرانم چسان گردد اداخاص آن عالم تحیر، تاب اینکشور زبان
صفحهٔ ۱ از ۳