شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبانچون نگینم جای نام توست خالی‌بر زبان
۲
درد عشق و ساز مستوری زهی فکر محالخار پا چون آتش اینجا می‌کشد از سر زبان
۳
مزرع اهل سخن شایستهٔ آفات نیسترشحهٔ معنی نبندد ننگ خشکی بر زبان
۴
نغمهٔ من اضطراب ایجاد ساز عالمی‌ستعمر‌ها شد چون سخن‌پر می‌زنم در پر زبان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth