خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتنزین دردمند حرفی باید شنیده رفتن
۲
بی نشئه زندگانی چندان نمک نداردحیف ست از این خرابات می ناکشیده رفتن
۳
آهنگ بینشانی زین گلستان ضرور استراه فنا چو شبنم باید به دیده رفتن
۴
جرأتگر طلب نیست بی دست و پایی مادارد به سعی قاتل خون چکیده رفتن
صفحهٔ ۱ از ۴